تبليغاتX
ستاره آسمونی
اگه تمام آسمون پر از ابر هم با شه ستاره هست .فقط باید چشم دیدن داشت.

کاش می شد حرفای دلا رو به راحتی نگاه کردن زد ، هر چند نگاه کردن به کسی که دوستش داری و چیزی نگفته خیلی سخته !

کاش می شد احساس ها رو فهمید.

کاش می شد واقعیت ها رو میون جملات آورد و جواب گرفت .

کاش می شد

 کاش...

کاش می شد فهمید دور و بر آدما چه خبره ؟تو دلاشون چی میگذره ؟با کی خوشن و از بودن کنار کی موذب می شن.؟

کاش می شد رقص نگاه رو به دوست داشتن قلبی تبدیل کرد.ولی حیف که دوست داشتن به عاشقانه نگاه کردن ، لرزیدن صدا و تپش قلبه و فرار نگاهه.

نگاهی که اگه یه لحظه قفل بشه دل کندنش سخته.

کاش می شد عشق رو تصویر کرد.شاید هم کسی عشق رو بتونه تو قاب عکسی تصویر کنه و واسه همیشه رو دیوار قلبش نصب کنه و به یاد عشقش صبح به صبح بهش خیره بشه .

کاش می شد گفت سلام بهونه ی قشنگ من برای زندگی ،آره بازم منم همون دیوونه ی همیشگی ....

کاش می شد شاعرا شعراشونو تو دفتر نگاه کسی می نوشتن که صاحبشه .

کاش می شد نفس های شماره شون رو رنگ کنن و لای دفتر خاطراتشون نگه دارن.

کاش می شد آسمون شب رو تسخیر کرد و ماه رو به آغوش کشید.

کاش می شد ماه رو کنار ستاره ها همیشگی کرد .

دقت کردین ، ماه با ستاره زیباست و شب با هر دو . حیف که فقط بین برگهای دفتر شعرام میشه اینا رو قشنگ و عاشقونه دید.

کاش می شد تنها دلیل زندگی رو توی یه جمله خلاصه کرد و با تموم احساس و عشق بهش گفت       * دوستت دارم *

کاش می شد به ستاره ها بگم تا می تونن دعات کنن ، نورشونو بدرغه ی پاکی خنده هات کنن.

کاش می شد بگم

تنها دلیل زندگی     با یه غمی دوستت دارم.

منتظرتون هستم.

+ نوشته شده در  88/02/30ساعت 5:15  توسط هانیه | 

خدای من  هر چقد هم آسمونی باشم می دونم که  آسمون من ذره ای از آفرینش تو نیست و

 تموم هستی من ساخته و آفریده زیبای توست.هر چقد فکر می کنم از هر جا شروع می کنم

 با اینکه با نام تو شروع می کنم ولی به نام تو هم ختمش می کنم.تو چقد بزرگی که که

 وسعتت تمام دوردستها رو پر کرده با وجود این تو قلب کوچک همه ما بزرگیت جای

 داره .دوستت دارم خدای  مهربونم که زندگیم با  محبت های تو بی پرواست و می تونه هر

 جور که تو خواستی به گرمی زندگی کنه.دوستت دارم نه فقط بخاطر آنچه به من عطا

 فرمودی که دوستت دارم حتی به نداده هات .دوستت دارم بخاطر پدرم ، مادرم ، ذوق شعرم

 ، و خدا جونم دوستت دارم که ستاره ای برام آفریدی که منو اینطور محو تماشای خوش کرده

 و می دونم فقط و فقط مال منه و برای من  بیداره.

 

دوستت دارم چون خیلی دوستت دارم . می دونم که تو هم دوستم داری .

                                                                                                                 1/6/87

این جدیدترین مطلب ادبی منه.

از اینکه مدام با نظراتتون دلگرمم می کنید سپاس گزارم.

ای کاش ستاره ها بتونن شبای شما رو هم ستاره بارون کنن.

و به یادترانه زیبای  معین عزیز

"فدای چشم مست تو          اگر به راه عشق تو

                     خدا مرا فدا کند          

ای نفسهای تو عاشق ای تو خوب موندنی

زنده ام با نفس تو تو همیشه با منی"

زیر سایه خدا باشین انشاءالله....

شب خوبی رو براتون آرزومندم

تنهام نذاریناااااامرسی

 

 

+ نوشته شده در  87/08/06ساعت 23:24  توسط هانیه | 
سلام ببخشید چند وقت نبودم ُسرم گرم کتابام بود .شرمنده .

امشب با یه شعر جدید به روزم.که همین چند لحظه پیش سرودم:

<<تقدیم به چشمانی که ........>>

روم نمیشه نگات کنم ببخشید

                          چشمامو غرق تو کنم ببخشید

نمی تونم واست فدایی بشم

                          جسارت ایندفه  رو ببخشید

می خوام واست زنده باشم  بمونم

                          تا عمر دارم از اون نگات بخونم

بهونه هام پرسیدن سواله

                          بذار واست همیشگی بمونم

دعای هر وعده نمازم تویی

                          روزنه خواب و خیالم تویی

به کعبه می روم طوافش کنم

                          به کعبه هم راز و نیازم تویی

میلاد با سعادت امام جواد الاءمه را به تمام هم میهنانم تبریک عرض کرده و آرزو دارم دستاتونو بالا ببرید و از  این هدیه آسمونی سهم اشکاتونو بگیرید.

با  تموم یکدلی

 

+ نوشته شده در  87/04/23ساعت 2:3  توسط هانیه | 

+ نوشته شده در  86/09/23ساعت 3:7  توسط هانیه | 

 

 

+ نوشته شده در  86/09/15ساعت 2:59  توسط هانیه | 
قطعه جدیدم رو براتون گذاشتم .

کاش بتونه احساس پاکی رو تو نگاهتون بدرخشونه

حضور شما بانی دلگرمی و ذوق منه.

"صدایم کن"

صدایم کن

  که سبزی نفسهایت

       طراوتی نو به حضورم می بخشد .

نگاهم کن

     که برق چشمانت

         روی مهتاب را کم کرده.

چه می شود اگر

  منو تو هم شبی

      به جشن پر ستاره زمین میهمان شویم؟!

 

+ نوشته شده در  86/08/22ساعت 3:19  توسط هانیه | 
اي قشنگترين  احساسم

با توام هميشه و هر جا

و به تو مب انديشم

    بيش از آنكه بينديشي.

        و بيش از آنكه حسش كني .

بهترينم

زيباترينم

لبخندت تسلي خاطراست

و صدايت آرامش وجود.

   براي با تو بودن

شايد تا قصه ها سفر كنم

    شايد...

شايد

تمام پروانه ها را براي رسيدن به تو

فراخوانم.

به ژاي تو زنده  خواهم ماند

اي هميشه آرامش حضور.

خدا

+ نوشته شده در  86/08/19ساعت 1:46  توسط هانیه | 
باز هم غربت و من

باز هم سایه نور

باز هم خلوت بی همدم من.

باز شبهای سیاه

باز هم قطعه بی قافیه ای

توی این شهر خیال

می تونم با همه دلخوشیام تنها باشم

می تونم ستاره شم

به تو چشمک بزنم.

 

"لطفا اگه قابل دونستین و خواستین خلوتتون رو با متن های من پر کنین نام منبع یا شاعر رو ذکر کنین.این یه لطف خیلی بززرگه در حق یه شاعر جوان."

احساس های پاکتون رو با یادگار بزارین.

+ نوشته شده در  86/08/19ساعت 1:9  توسط هانیه | 

+ نوشته شده در  86/08/02ساعت 3:2  توسط هانیه | 

عید فطر بر تمام مسلمانان مبارک.

همه گلها یه روز پرپر می شن .

اونچه یادگار میمونه

عطرو عکس و خاطرها شونه

که عمرا" پرپر شدنی نیست .

تمام روزهاتون گلباران

 

+ نوشته شده در  86/07/19ساعت 1:5  توسط هانیه | 
تا چه زمان وصف نگاهت کنم !٬

شعر سرایم

غزل آواز کنم

تا چه زمان برای برای بودن با تو

منتظر لطف نگاهت شوم .

تا چه زمان دل به دلت آرزوست ؟

تا چه زمان شوق تو دارد دلم !؟!

تا چه زمان ؟؟؟

صبر تو بسیار است .!!

صبر تو بسیار است ......

+ نوشته شده در  86/07/18ساعت 1:15  توسط هانیه | 
باورم کن

     آنچنان که    نگاهم

           انتظار حضورت را می کشد .

صدایم کن

    چرا که هر لحظه

          برای شنیدن صدایت

                قلبم را بیدار نگه می دارم .

.

.

.

به یاد تو

    از خودم خواهم گذشت .

           با تموم یکدلی         

+ نوشته شده در  86/07/14ساعت 4:26  توسط هانیه | 

سلام به تموم کسانی که این وبلاگ رو می بینن و مطالبش رو مطالعه می کنن .من از این به بعد

می خوام تمام دست نوشته های خودم رو براتون یادداشت کنم تا شما هم شاید گوشه ای از دنیاتون

 رو با اونا رنگی کنین .

دوست دارم منو تنها نذارین .من به وجود و حضورتون نیاز دارم لطفا با نفس های گرمتون و

نظر های طلاییتون دنیای ستاره ای منو رنگین کنین .

ممنون از تمام خوبیهاتون

چشمانم را

 

شبها به یاد تو می بندم.

 

و خوابهایم را

 

 با دیدن تو زیبا می یابم

 

ای بالاترین کلمه عشق،

 

خدا .

 

 

 

اینم یه قطعه ادبی جدید

 

باورم کن

 

    آنچنان که نگاهم

          انتظار حضورت را می کشد .

  و صدایم کن

       چرا که

            هر لحظه برای شنیدن صدایت

                     قلبم را بیدار نگه می دارم.

به خاطر تو ُ

    از خودم خواهم گذشت .     

 

+ نوشته شده در  86/06/10ساعت 0:5  توسط هانیه | 
 
JavaScript Codes